آسمون دلدادگی | ||
|
بعضی از سردردا نه با چایی خوب میشه! نه باقهوه.. نه با قرص و نه حتی با خواب! بعضی از سردردا فقط با دیدن اون دوتا چشم لامصب تو خوب میشه... بازم پنج شنبه شد و یه تعطیله اجباری... همیشه بهت گفتم از تعطیلاتِ بدون حضورِتومتنفرم؛ همیشه توتنهاییهام پناه میبرم به کتاب حافظ، انگشتام که لای ورقای دیوان حافظ میره دست و دلم میلرزه! اما بازم به خواجه میسپارم تا امید رو از دلم نگیره... دلم میخوادمثه همیشه بگه: "یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور"!... به نظرت اگه ديوونگي نيست پس چيه؟ وقتي تو اين دنياي به اين بزرگي دلت فقط هواي يه نفرو ميكنهi... باورکن ﺁﻏﻮﺷﺖ مثه "ﺟﻨﮓ ﻭﯾﺘﻨﺎﻡ" می مونه ﻫﺮکی ﺭﻓﺖ تو آغوشت ... ﯾﺎ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ، ﯾﺎ ﺍﮔﺮم ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺩﯾﻮوﻧﻪ برگشت... ببین تقدیره من و تو اینه که ازهم دورباشیم ولی.... همین که قاصدکی رو فوت کنی تا عطر نفس هات روبیاره... برای دلم کافیست...! امروزم به یک دریـــای طوفانی ، دل مـــا رفته مهمانی...!! یاحق نظرات شما عزیزان: صخره
ساعت22:16---4 مهر 1392
حساب قاصدکهایی که برات فرستادم از دستم در رفته!
ولی هنوز هم یکیشون هر روز برمیگرده و برای خبر سلامتیت مشتلاق میخواد. همین که بدونم سلامتی انگار دنیا رو بهم دادن.... پاسخ:به دور دل تو حصاری کشیدن ؛به شهر نگاهت منو راه نمیدن به دلتنگی هام جوابی نمیدن همیشه باخودم تو رو یاد میکنم میام از دور نگات میکنم |
|
[ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |